راز پنهان

باران

دمش گرم … باران را میگویم ؛ به شانه ام زد و گفت :

خسته شدی ؟ امروز تو استراحت کن ، من به جات می بارم....

[ ۱۳٩۱/۸/٢٤ ] [ ٩:٠٩ ‎ب.ظ ] [ مینا ] [ نظرات () ]