سنگسار

اگر بدانند باتو در رویاهایم تاکجاها رفته ام...

سنگسارم میکنند!

/ 23 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رها

دلم که می گیــــرد .. کودک می شوم !! کفش هایم تا به تا می شوند ... دستانی می خواهم که آرامم کنند ... مهربانی که به فکر دلتنگی هایم شود ... و گلویی که بغض امانش را نبرد .. بهانه گیر می شوم .... نق می زنم که این را می خواهم .. که آن را می خواهم .. ولی هیچکس نمی داند ؛ که به جز تو هیــــــــچ نمی خواهم ......

zahra

sigariyam kard ba raftanash ... anke be ghelyan keshidan gir midad mer30 az hozoret

zahra

ایــن روزهــآ هَــر کــی مَنــو میبیــنه میگِــه : وای خــوش بـه حــآلِت چِقَــدر لاغَــر شُــدی . . . رَمـــز مُــوفَقیَــتت چــی بــوده؟ مَــن فَقَــط لَبخَنــد میــزَنَم و تــو دِلَــم میگَــم : بــآزیچـــه شُـــدَن ..

zaribikas

وقتی رفت گفت شاید برگردم .. ، رفتنش مرا نمی آزارد ، شایدش دردناک استـــ...

سحر

گاهي دلـــم ميخواهـد ... کفش هايم را پــا به پــا بپوشم ... تا ببينم هنوز کسي حواسش به مـن هست (!) [قلب][گل]

ميترا

مرسي [گل][ماچ]

میلاد

[گل] عزیزی می گفت: خیلی دور، خیلی نزدیک؛ رابطه لذت و گناه....

zari.bikas

یــــــــکی ازم پــــــــــــرسید منبع نوشته هایت کجاست؟؟؟ گفــــــــتم زیاد دور نیســت؛ یــــــــک وجبی بـــــــغضم... mer30 ke sar zadi golam bazam biya

سايه

چقدر کم توقع شده ام نه آغوشت را می خواهم نه یک بوسه نه دیگر بودنت را.. همین که بیایی و از کنارم رد شوی کافیست مرا به آرامش می رساند…. حتی اصطحکاک سایه هایمان… کافیست