...

کارگری خسته سکه ای ازجیب جلیقه کهنه اش در آورد تا صدقه بدهد

ناگهان جمله ی روی صندوق را دید و منصرف شد

(صدقه عمر رازیاد می کند)

/ 4 نظر / 5 بازدید
مریم

مینا جون سلام وبلاگ قشنگی داری برات شادی آرزو می کنم [ماچ]

یه وقتایی منم اینجور میشم..................................[گریه]

الهام

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

farhad

ممنون خيلي زيبا بود موفق باشي